على محمدى خراسانى

160

شرح مكاسب (فارسى)

داريد بفروشيد و تبديل كنيد ولو علم يا ظنّ ، به خراب شدن هم پيدا نكنيد . و خود شما هم به اين مضمون ملتزم نيستيد و احدى از فقهاء مجرّد احتمال مزبور را مجوّز بيع ندانسته‌اند بلكه علم يا ظن را ملاك دانسته‌اند و اين معنا از تعابير آنها مستفاد است كه فرموده‌اند : بقاء وقف مؤدّى به خراب شدن بشود ( كه اصل تأديه را مسلّم گرفته‌اند و بصورتِ اخبار گفته‌اند : ادَّى يا يؤدّى يعنى تاديه حتمى است ) و يا خوف و خشيت از خراب شدن داشته باشيم و تعبير به خوف هم در موردى است كه اماره و مظنّه‌اى بر خوف باشد و گرنه به صرف احتمال كه تعبير به خوف نمىشود و شاهد مطلب موارد استعمال اين كلمه در كلمات فقهاء است مثلًا در باب تيمّم مىگويند : اگر خوف ضرر دارد و مىترسد كه آب براى او ضرر داشته باشد بايد تيمّم كند ، و واضح است كه به صرف احتمال ضرر ولو ضعيفاً كسى نمىگويد : خوف ضرر دارد بلكه اگر اماره‌اى باشد يعنى هوا بشدّت سرد باشد يا او مريض باشد و آب براى بدنش ضرر داشته باشد و . . . در اين موارد نوبت به تيمم مىرسد ، يا مثلًا در باب روزه مىگويند : اگر خوف ضرر بود بايد افطار كند منظور اينست كه اگر اماره‌اى در كار است و از قول طبيب يا راههاى معتبر ديگر به اين نتيجه رسيده كه روزه ضرر دارد بايد افطار كند نه اينكه به محض احتمال ضرر ، روزه را ترك كند . يا در باب سفر مىگويند : اگر خوف از هلاك شدن دارد سفر حرام است ، باز صرف احتمال نيست بلكه در موردى اين تعبير به كار مىرود كه امارهء خوف باشد و جادّه ناامن باشد ، منطقهء جنگى باشد ، قطاع الطريق زياد باشد و . . . پس مدّعاى شما جواز بيع در فرض علم يا ظنّ به خراب شدن است و مفاد روايت جواز بيع در فرض مجرّد احتمال خراب شدن است ولو علم يا ظنّ نباشد و مجرّد احتمال موهوم باشد فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد ، و اين دليل به درد آن مدّعا نمىخورد بلكه اعمّ از آن است . جواب دوّم : در تعليل تعبير به خراب شدن وقف كه ندارد ، تعبير به تلف بعض وقف هم كه ندارد بلكه تعبير به تلف اموال دارد و بر فرض مراد تلف مال وقفى باشد ولى منظور تلف كلّ مال وقفى است كه به كلّى از حيّز انتفاع بيفتد و در اين فرض تلف المال صدق مىكند نه صورتى كه خراب شود و منافعش كم شود كه در اينجا تلف مال صدق نمىكند چون مال وقفى كه تلف نشده بلكه موجود و قابل انتفاع است ، نهايت منافعش